
قفسهنوشت ۲۷۳: خواب آشفتهٔ نفت (۲-۱)؛ از محمدعلی موحد
«سابقهٔ من با نفت برمیگردد به همان ایام که زمان آغاز و اوجگیری ماجراهای این دفتر است. سفری داشتم به آبادان، سفری که از بد حادثه بود و نه از سر شوق و رغبت، و در همان اوایل ورود به آن شهر با محمدصالح ابوسعیدی که رئیس قسمت فارسی نشریات شرکت نفت بود آشنایی پیدا کرده بودم و محبتی و انسی پدید آمده بود. روزی از روزها در دفتر کار ابوسعیدی نشسته بودم و به...

قفسهنوشت ۲۷۲: برای سنگها؛ از سارا محمدی اردهالی
این دفتر مجموعهٔ شعرهای سپید سارا محمدی اردهالی (۱۳۵۴-) است که شعرهای سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ شاعر را دربرمیگیرد و سال ۱۳۸۹ از سوی نشر چشمه منتشر شده است و چاپ سوم آن از سال ۱۳۹۳ که در سال ۱۴۰۱ خریدهام در دست من است. در مجموع، شعرهای این کتاب از آنهایی است که حس کردم آنِ شاعرانهای در شعرها و ریزبینی در برخی از تعبیرات وجود دارد ولی در مجموع من از ...

قفسهنوشت ۲۷۱: خواب آشفتهٔ نفت (۱)؛ از محمدعلی موحد
«النفط إمراة زانیة لا خیر فیها»
جملات بالا از «تعطیر الانام فی تعبیر المنام» در دیباچهٔ این کتاب آمده است. روزگاری نفت در بسیاری از کشورها از جمله ایران بخشی از اقتصاد جاری زندگی بود اما این اقتصاد محدود به مواردی مانند استفاده از قیر برای مصارف خانگی میشده است.
کتاب «خواب آشفتهٔ نفت» را «محمد علی موحد» در چهار جلد (سه حلقه که حلقهٔ دوم خود دو...

قفسهنوشت ۲۷۰: هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست؛ از گروس عبدالملکیان
این کتاب مانند « هر دو نیمهٔ ماه تاریک است » در واقع مجموعهٔ شعر جدیدی نیست بلکه گزینهای از اشعار با تصاویر همراه شده است. در این کتاب ۳۶ قطعه شعر با ۳۶ عکس از عکاسان معروف از جمله عباس کیارستمی همراه شده است. کیفیت نشر کتاب با توجه به کاغذ براق (گلاسه) خیلی خوب است. چیزی که مرا اندکی آزار داد آن بود که بسیاری از شعرها پارهای از شعری بزرگتر بودن...

قفسهنوشت ۲۶۹: تائوته چینگ طریق و فضائل آن؛ از لائودزی
در معرفی پشت جلد این کتاب آمده است:
"«تائوته چینگ»، کتاب آسمانی تائوئی و یکی از معروفترین مکتوبات دینی جهان است. دانشمندان نگارش آن را در قرن پنجم یا ششم قبل از میلاد میدانند. تائو هم طریق برای وصول به حقیقت است، هم خود حقیقت الهی در تمام مراحلش، از ذات حقیقت گرفته تا تجلیات آن؛ هم اصل و نهاد همه موجودات در دار هستی است، هم اصل هر عمل صحیح، تائو ...

تراشیدن ریش
قطار
با قطار استانی سمنان به مشهد میرویم. قطار مشکل گرمایش دارد و آنقدر بخاریهایش گرم است که بیشتر مسافران در کوپه را باز گذاشتهاند. از دست گرما، به راهروی قطار پناه میبرم. به مشهد نزدیک شدهایم. شب است و یخبندان ریلها مشهود است. روز قبل قطارهای این مسیر همه از کار افتاده بودند. صدای گفتگوی خانمها از کوپهٔ کناری میآید. سر برمیگردانم، خانم ...
بوی خون
فرودگاه امام خمینی برای من تداعی نشدن دارد. همیشه یک جای کار باید بلنگد. این بار متصدی بلیط کارآموز بود و همکارش داشت پا به پا میبردش برای آن که کارش را یاد بگیرد: «برو رو بردینگ، خب… حالا تراول ۲ رو کلیک کن… آهان». بیست دقیقهای کار پنج دقیقهای ما طول کشید اما جلو رفت. بسیاری دیگر از جاها هم کاری که میتوانست جلو برود جلو رفت. در هر فرودگاهی که ...

قفسهنوشت ۲۶۸: گشنگی؛ از کتایون سنگستانی
این دومین رمان از کتایون سنگستانی است. بنا به قاعدههای «چند وقت یک بار کتاب جدید خواندن» و «کتابفروشی افق کتاب بد روی میز پیشنهاد نمیگذارد» این کتاب را خریدم و خواندم. این رمانْ که در پاییز ۱۴۰۱ از نشر چشمه منتشر شده است، داستان شیوا، زن جوانی، است که به هر جان کندنی در مزونی مخوف مشغول به کار میشود. پدرش آلزایمری است، با برادر و مادرش زندگی می...
قفسهنوشت ۲۶۷: موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی؛ از محمدتقی جعفری
عنوان کتاب معلوم است دربارهٔ چیست. اما من چیزی از هدف نویسنده نفهمیدم. استدلالهایی که نویسنده در پایین آوردن شأن هنر موسیقی آورده است، میشود شبیهشان را در مورد نقاشی، شعر و هنرهای دیگر به کار برد. برخی دیگر از استدلالها نیاز به آزمون تجربی دارد و شاید فلسفه برای آن جای خوبی نباشد. نمیدانم! اگر زمینیتر با مسألهٔ موسیقی برخورد میشد و آثار طبی...
قفسهنوشت ۲۶۶: شمعدانیها؛ از میلاد عرفانپور
در سوگ بهار خود، کسی گریه نکرد
بر آخر کار خود، کسی گریه نکرد
جز سنگتراش پیر این آبادی
بر سنگ مزار خود، کسی گریه نکرد
این مجموعه را در اوج خستگی در هواپیمای مسیر ایران به ترکیه و سپس ترکیه به آمریکا خواندم و با این همه، بسیار لذتبخش بود. فکر میکنم مطلب «بهاءالدین خرمشاهی» برای تعریف از این کتاب کفایت بکند. به نظرم مقدمهٔ کتاب را خوب است نگاهی ب...